نگارش در تاريخ سه شنبه یازدهم فروردین 1388 توسط مجتبـا
سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای
آهسته می تراود از این غم ترانه ای
باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست
دارم هوای گریه خدایا بهانه ای
آهسته می تراود از این غم ترانه ای
باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست
دارم هوای گریه خدایا بهانه ای
باران باران دوباره باران باران
باران باران ستاره باران باران
ای کاش همه ی حرف ها شعر تو بود
باران باران بهار باران ٬ باران
باران بهار برگ پیغام تو بود
یا نامه ای از کبوتر بام تو بود
هر قطره حکایتی شگرف از لب تو
هر دانه ی برف حرفی از نام تو بود
بهار برفی...
خیلی به یاد موندنی بوده تا حالا این بهار!
خدایا شکر

