نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 توسط مجتبـا
می گویند
اگر همه ی پیامبران در یک شهر جمع شوند٬
ذره ای اختلاف نخواهند داشت!
نگارش در تاريخ جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 توسط مجتبـا
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت؟!
آوارگی کوه و بیابانم آرزوست؟؟؟
نه! همه چیز قابل پیش بینی بود.
همه چیز. اصلا خود حاجی پیش بینی کرده بود...
فکر کردی دنیا چه خبره؟
تا بوده همین بوده!
نخود نخود٬
هر که رود خانه ی خود.
باز خدا رو شکر که خدا هست!
آوارگی کوه و بیابانم آرزوست؟؟؟
نه! همه چیز قابل پیش بینی بود.
همه چیز. اصلا خود حاجی پیش بینی کرده بود...
فکر کردی دنیا چه خبره؟
تا بوده همین بوده!
نخود نخود٬
هر که رود خانه ی خود.
باز خدا رو شکر که خدا هست!
با با ما کلی رفیق خوب داریم مثلا ها....
نگارش در تاريخ دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 توسط مجتبـا
اگر خودم را گم نكنم،
او هيچ وقت به من نمي گويد:
برو ٬ گم شو!!!
او هيچ وقت به من نمي گويد:
برو ٬ گم شو!!!
نگارش در تاريخ جمعه چهارم اردیبهشت 1388 توسط مجتبـا
مرا دردیست در دندان که تا جان در بدن دارم
از این درد امان فرسا فغان بر آسمان دارم!
از این درد امان فرسا فغان بر آسمان دارم!
آه...
نگارش در تاريخ پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 توسط مجتبـا
امروز وقتی داکیومنت های جهادی رو ورانداز می کردم٬
برای هزارمین بار از خودم پرسیدم...
چرا باید به جهادی رفت!؟
برای هزارمین بار از خودم پرسیدم...
چرا باید به جهادی رفت!؟

