بعضی وقت ها که از بی چارهگی خودم را به در و دیوار می کوبم٬
مشکلم فقط ترک یکی دو تا عادت است!
و گهگاه که زندگی برایم تکراری می شود٬
مشکلم آدم هایی هستند که زیاد می بینمشان٬
در حالی که دیدن آنها فقط کمی به درد من می خورد!
و شاید اصلا به درد نمی خورد...
به نظر من همه ی آدم ها ارزش رفاقت را دارند٬
اما همه ی رفقا ارزش دوستی را ندارند.
به نظر من دوست کسی است که برای من تکراری نمی شود.
اما اگر دوست من برایم تکراری شد٬
من در تکرار افتاده ام٬ نه او!
چون دوست تکراری نمی شود.
اگر من در تکرار افتادم٬
باید کاری کنم که دوستم از شرم راحت شود!
چون من دیگر برای او تکراری شده ام و دیگر٬
دوست او نیستم!
پس بهتر است برایش رفیق خوبی باشم...
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 18:4 توسط مجتبـا
|
بعضی عرفا چه چله ها می گیرند...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 21:58 توسط مجتبـا
|
بعضی درد ها بی درمانند.
بعضی ها هم انگار بی درمانند.
بعضی درمان ها هم درد ندارند.
بعضی درمان ها هم خیلی درد دارند...
بی دردی خودش درد بی درمانیست!
درمان درد های بی درمان هم درد کشیدن.
فقط خدا باید به داد کسی برسد که درد بی درمانش بی دردیست و باید با درد کشیدن درمان شود!
درد کشیدن هم خودش برای خودش درد بی درمانیست..
آه!
آه...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 17:54 توسط مجتبـا
|
راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی
دانه و لانه و بال و پر و پرواز دلی
شاعر میگه : زبانم در دهان باز بسته ست...
قول بده به کسی نگی!
دارم دنبال آخر دنیا می گردم...
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 23:36 توسط مجتبـا
|
از کسی که هیچ چیز برای از دست دادن ندارد هر چیزی ممکن است سر بزند.
اما آیا کسی هست که هیچ چیز برای از دست دادن نداشته باشد!؟
به قول مهاجر بین "هیچ چیز" و "بی چیز" فرق هست...
+
نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 12:24 توسط مجتبـا
|
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
برای شادی روح این عارف بی بدیل یک فاتحه هدیه کنید...
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمد لله رب العالمین...
تقدیم:
فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان
لب بگشا که می دهد لعل لبت به مرده جان
آنکه به پرسش آمد و فاتحه خواند و می رود
گو نفسی که روح را می کنم از پی اش روان
ای که طبیب خسته ای روی زبان من ببین
کاین دم و دود سینه ام بار دل است بر زبان
گرچه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت
همچو تبم نمی رود آتش مهر از استخوان
حال دلم ز خال تو هست در آتشش وطن
چشمم از آن دو چشم تو خسته شدست و ناتوان
باز نشان حرارتم زاب دو دیده و ببین
نبض مرا که می دهد هیچ ز زندگی نشان
آنکه مدام شیشه ام از پی عیش داده است
شیشه ام از چه می برد پیش طبیب هر زمان
حافظ از آب زندگی شعر تو داد شربتم
ترک طبیب کن بیا نسخه ی شربتم بخوان
« والسلام علی المهدی الذی وعده الله خلقه »
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 12:7 توسط مجتبـا
|
« برترین برند های جهان »
با موس روی تصاویر درنگ کنید...
سوال ما از مسئولین رسانه های ملی این است:
چرا چیزی در رابطه با این کالا ها نمی گویید!!؟
کسی چه میداند! شاید منافعی در میان است...!؟
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 1:48 توسط مجتبـا
|
ذلت شاخ و دم که نداره!!
داره؟!
از همین منت کشی شروع میشه...
از قانع نبودن!
یا به قول امروزی تر ها: تنوع!!!
+
نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 20:36 توسط مجتبـا
|
به نظرم رسید با همه ی تلاش هایی که ما انسان ها کرده ایم٬
اما دنیا هنوز زیبایی های زیادی دارد...
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 16:52 توسط مجتبـا
|
جدیدا در وب با یک بزرگواری آشنا شده ام که مهاجر تخلص کرده اند. دلیل انتخاب این نام را خودشان این طور توضیح دادند:
" یکی از راه های اظهار شباهت، نامی است که برای خود انتخاب می کنیم. ابراهیم خلیل الله صلوات الله علیه فرمود: انی مهاجر الی الله (سوره العنكبوت آیه 26) و من نه به این دلیل که واقعاَ مهاجرم بلکه به این دلیل که می خواهم شبیه مهاجران باشم، این نام را انتخاب کرده ام. بنابراین از روی زمین بلکه در زمین بودن پاهای بنده تعجب نکنید. همانطور که بنده از نام وبلاگ شما تعجب نمی کنم. با آنهمه چیز که در آن است، نامش را بیچیز گذاشته اید! البته دیشب استاد می فرمود: باید بفهمیم که "هیچ" هستیم و بین "بی چیز" و "هیچ چیز" راه بسیار است. "
سخنان ایشان از فرط پختگی بنده را مبهوت ساخت. و تعجب بیشترم آنکه ایشان فقط در نظرات وبلاگ سُک سُک + افاضه می فرمودند و (با این همه حکمت از دید بنده) وبلاگ یا... نداشتند. این شد که از ایشان خواهش کردم یا برای خود وبلاگی دست و پا کنند و ما را محروم نکنند و یا قدم بر چشم ما بگذارند و در این وبلاگ به فیض برسانند. ایشان در جواب فرمودند:
"و اما در مورد پیشنهاد سخاوتمندانه جناب میرمجتبی.
وبلاگ ندارم چون چیزی برای گفتن ندارم نه اینکه جایی برای گفتن. بهتر است به جای اینکه جا برای حرف های چون بنده ای باز کنید، حرف کسی را در وبلاگتان بیاورید که ارزش خواندن و فکر کردن داشته باشد. در اینصورت بنده هم آنجا برای نقد و شرح برداشت خودم خواهم آمد."
در راستای همین قضیه که چیزی برای نوشتن ندارند(!!!) بنده قصد کردم که تا ایشان در دسترس هستند از محضرشان به ایّ نحوٍ کان استفاده کنم. برای همین فعلا مطالبی را که از ایشان در نظرات وبلاگ می بینم و برای دهان وبلاگ من گنده نیست در وبلاگ می نویسم.
البته ایشان در حرکتی بسیار زیبا صحبت هایشان را بسیار به فرمایشات مقام معظم رهبری متبرک می کنند و این امر بار صحبت هایشان را افزون می کند.
در ادامه ی کوتاه جمله ی پیشین در مورد "زنده گی" این مطالب را از صحبت های دوستان منعکس می کنم...
"حيات طيبه، عبارت از اين است كه اين زندگي در راه خدا و براي رسيدن به هدفهاي عالي باشد."
منبع
اگر به منبع مراجعه کنی، شاید، بخش دیگری از متن نظرت را جلب کند. مثلاً:
"حيات طيبه، يعني دنيا و آخرت را با هم داشتن. حيات طيبه، يعني ماده و معنا را با هم داشتن. حيات طيبه، يعني آن ملتي كه تلاش ميكند، سازندگي ميكند، صنعت و بازرگاني و كشاورزي را به اوج ميرساند، قدرت علمي و تكنيكي پيدا ميكند، پيشرفتهاي گوناگون در همه جهت به دست ميآورد; اما در همهي اين حالات، دل او هم با خداست و روزبهروز هم با خدا آشناتر ميشود."
اگر به متنهای دیگر هم سر بزنی، شاید اصلا ترجیح بدهی با مقایسه کردن به تعریف زندگی بنشینی:
"گاهى شهيد شدنْ آسانتر از زنده ماندن است! حقّاً كه چنين است!"
منبع
زندگی کردن یه کم بیشتر از زنده ماندن است. شاید فرقش در رشد باشد.
« صلوات الله علیک یا مولانا یا ابا صالح المهدی »
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 19:9 توسط مجتبـا
|
تلاش برای زنده ماندن در ورطه ی " اکنون " !
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 0:26 توسط مجتبـا
|
« صلی الله علیک یا علی بن الحسین علیه السلام »
امیر ذکایی تو وبلاگ زخم شب + نوشته بود:
اول سلام! چه خبرا؟ امیدوارم خوب باشین!
حتما متوجه شدین که صدا و سیما برنامه هایی را که هر ساله مخصوص دهه ی فجر بوده رو حدود 20 روز زودتر شروع کرده! پس با این حساب میخواد توی خود دهه ی فجر سنگ تموم بکاره! دلیلش چیه؟ من یه حدسایی میزنم ولی مطمئن نیستم! از یکی از استادام چند سال پیش شنیدم که بهترین وقت حمله (از نوع فرهنگیش به منظور برچیدن از داخل) به یک نظام بعد از انقلاب زمان جوانی نسل سوم اون انقلاب هست چون نسل اول خودش زحمت کشیده و انقلاب رو بوجود اورده نسل دوم هم شاهد زحمات نسل اول بودن (که همون پدران و مادران خودشون بودن) ولی نسل سوم....
حالا شاید این نظام به این موضوع پی برده و داره با تعدادی برنامه ی مناسبتی زحمات نسل اول رو نشون نسل سوم میدن....
ولی به نظر شخص من نسل سوم نه تنها اینها رو نمیبینه بلکه شاید این برنامه ها رو به دیده ی تمسخر هم نگاه کنه!چرا؟ چون نسل سوم که نسل جوونی هست! و نسل جوون هم نسل بلند پروازیه! چون نسل سوم متوجه کسری های قبل از انقلاب نیست متوجه کسری های زمان خودشه! متوجه اجبارهایی هست که به نظرش نباید وجود داشته باشن! جالبیه قضیه اینه که این نظرات از طرف بزرگان دنیای غرب تایید میشن و بهش اعتماد به نفس میدن! این در حالیه که سیاست مدارهای خودمون به جای سعی در توجیه به کل تمام این کسری ها رو تکذیب میکنن! یا اگر هم این کار را نکنن شروع به انجام مقایسه هایی عجیب و شاید بی ربط با قبل از انقلاب یعنی حدود 30 سال پیش میکنن!
در جواب براش نوشتم:
سلام
حرفت جالبه و تا حدود زیادی صحیح.
اما یه فرقی که انقلاب اسلامی ایران با باقی انقلاب های رنگارنگ دنیا می کنه اینه که از طرح ابتدایی این انقلاب تا ریز قوانین اساسی اون بر مبنای دین اکمل الهی چیده شده و این یعنی اینکه این رژیم، ریشه در فطرت انسانی داره.
لذا هر چند ممکنه که من ِ نسل سومی ندیده باشم اون اولای انقلاب رو، ولی با مطالعه ی کلی ترین اسناد انقلاب و تطبیق اون با روح و عقل و فطرتم نا خداگاه خودم رو علاقه مند به ارزش ها و اصول اون می یابم.
نکته ای که به نظرم غرب روی اون دست گذاشته اینه که با فطرت و روح جوان های نسل سومی ایرانی بازی می کنه و اون ها رو آروم آروم فاسد می کنه. این طوری میشه که دیگه اصول و ارزش های ناب اسلامی با فطرت گندیده و فاسدی که غرب برای من و توی نسل سومی درست کرده هم خوانی نداره.
دشمنان ما دقیقا دست گذاشتن روی غرایض و احساسات ما. با ترویج انواع فیلم و بازی و موسیقی و تولیدات مستحجن _ که از دم در اسلام ناب با اون ها مخالفت شده_ به دست کاری روح و فطرت ما پرداختند و به خاطر غفلت چند ساله ی بعضی از مسئولین بی غیرت و خواب و از خود راضی و از همه چی شاکی و مدعی و .... در اون سال ها ، توفیقات اون از خدا بی خبر های غربی بیش از حد انتظار خودشون بوده.
اما به لطف خدا و عنایات صاحب الزمان عج و تدابیر رهبری عظیم الشان این نظام اسلامی بسیاری از این نقشه ها نقش بر آب شد.
هر چند نمی تونیم تاثیرات منفی اون بی خردی های چند ساله رو که کم هم نبودند نادیده بگیریم.
به هر حال قدم اول من الخلق الی الخلقه! باید هر کس گلیم خودش رو از آب بکشه بیرون. باید با خودش کنار بیاد. باید خودش رو بشناسه...
"هدیه به پیشگاه وجود نازنین حضرت حجت و برای سلامتی ایشان صلواتی ختم بفرمایید"
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 23:36 توسط مجتبـا
|

این عکس را در ابعاد بزرگ ببینید
برای دستگیری هر چه زود تر این مجرم خطر ناک و در امان ماندن خانواده ی خود این آگهی را در حد توان خود پخش کنید...
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 22:55 توسط مجتبـا
|