پیام مقام معظم رهبری در خصوص خاکسپاری پنج شهید گمنام در دانشگاه تهران:
از اين اقدام هوشمندانه و متعهدانه سپاسگزاري و قدرداني مي كنم. اين٬ تكريم شهيدان عزيز ايران است كه جان خود را نثار هدف هايي والا كردند و رضاي خداوندي را بر آرزوهاي حقير مادي ترجيح دادند. سلام خداوند بر آنها باد.
سيد علي خامنه اي 16/10/1387 ......................................................................... خیلی ها نخواستند ببینندتان. خیلی ها حالشان از حضورتان به هم می خورد. خیلی ها در اقتدا به معاویه شما را بر سر نیزه زدند و گفتند: ما شهیدان را می ستاییم٬ اما اگر بیایند در دانشگاه به آنها بی احترامی می شود پس نیایند. و برای اثبات حرفشان بی احترامی را خودشان آغاز کردند. خیلی ها مرده خواندنتان و بی شرمانه و وقیحانه گفتند: دانشگاه قبرستان نیست! خیلی ها از آمدنتان می ترسیدند. می ترسیدند که اگر بیایید یاران خدا را٬ یاران علی را٬ فدائیان حسین را گرد خود جمع کنید. خیلی ها حتی از به میان آمدن نامتان می هراسیدند. هرجا برای استقبالتان گلابی می پاشیدند٬ نشریه ای چاپ می کردند و تحریم می کردند. استهزاء می کردند. این اواخر تهدید می کردند. شاید هم خیلی ها مثل من از کثافت های روحشان شرم می کردند. شرم می کردند که چشمشان در چشم مطهر شمابیفتد. می دانم. در اقتدا به مولایتان خوب غربت کشیدید و خوب مظلوم گشتید. ولی این را هم خوب می دانم که شما نه تنها مطهرید٬ که طهور و طاهر هم هستید. پاک می کنید. خالص. تمیز . مثل آب چشمه... به مولایتان قسم که پاکمان کنید. خداوندتان با حسین محشور کناد. اما خداوند را صد هزار مرتبه شکر که این بی حیایی ها چه از روی غفلت و چه از روی دشمنی و کینه٬ شما را از ما خاک نشینان پست آنقدر نرنجاند که رهایمان کنید٬ در این منجلاب بی کسی و تحیر. خدا را بی نهایت سپاس که بر چشمانمان قدم نهادید و خاک این جا را رنگ آسمان زدید. خدا را هزاران هزار شکر و سپاس. الحمد لله کما هو اهله. عزیزان: خوش آمدید!
برای شادی ارواح مطهر شهدای اسلام از آغاز تا امروز صلواتی هدیه کنیم...
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 22:8 توسط مجتبـا
|
2- دیدم با توجه به اینکه سرویس های وبلاگ ایرانی با وجود تعدد نجومی کاربرانشون هیچ عکس العملی نسبت به داستان غزه نشون ندادن بد نیست به اون ها هم ایمیل هایی بزنیم. این ایمیل ها علی الحساب خدمتتون:
کم کم دارد وقت آن می شود که درس هایی را که در سال های پیش از هیئت های آقا امام حسين گرفتيم در ميدان عمل پس دهيم. اين روز ها صحبت از تعطيلي دفتر حافظ منافع مصر و سقوط سفارت انگليس اسعمار گر در همه جا (تاكسي و خيابان و وب و روزنامه و مغازه و تلويزيون و...) به ميان است. پرچم انگليس از فراز آسمان ايران پايين كشيده شد٬ اما به دست بسيجيان! دانشجويان! طلاب! و مسئولان هنوز در خواب مذاكره و مصالحه...!!! آيا وقت آن نرسيده كه با دشمنان حربي خود كمي علي وار تر برخورد كنيم!؟ آيا وقت آن نشده كه از خون مظلومان با مسامحه نگذريم!؟ تا سقوط اسرائيل٬
يك يا حسين ديگر!
::الهم فك كل اسير::
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 15:56 توسط مجتبـا
|
پیام حضرت آیه الله خامنه ای حفظه الله تعالی به مناسبت فجایع بی شرمانه غزه
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
جنايت هولناك رژيم صهيونيستي در غزه و قتلعام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار ديگر چهرهي خونخوار گرگهاي صهيونيست را از پشت پردهي تزويرِ سالهاي اخير بيرون آورد و خطر حضور اين كافر حربي را در قلب سرزمينهاي اُمت اسلام، به غافلان و مسامحهكاران گوشزد كرد. مصيبت اين حادثهي هولناك براي هر مسلمان بلكه براي هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطهي جهان بسي گران و كوبنده است، ولي مصيبت بزرگتر سكوت تشويقآميز برخي دولتهاي عربي و مدّعي مسلماني است. چه مصيبتي از اين بالاتر كه دولتهاي مسلمان كه بايد در برابر رژيم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمايت ميكردند، رفتاري پيشه كنند كه مقامات جنايتكار صهيونيست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با اين فاجعهآفرينيِ بزرگ معرفي كنند؟ سران اين كشورها چه جوابي در برابر رسولالله صلياللهعليهوآله خواهند داشت؟ چه جوابي به ملتهاي خود كه يقيناً عزادار اين فاجعهاند خواهند داد؟ به يقين امروز دل مردم مصر و اردن و ساير كشورهاي اسلامي از اين كشتار، پس از آن محاصرهي طولاني غذائي و داروئي لبالب از خون است. دولت جنايتكار بوش در واپسين روزهاي حكمراني ننگين خود با همدستي در اين جنايت بزرگ، رژيم آمريكا را بيش از پيش روسياه كرد و پروندهي جرائم خود را به عنوان جنايتكار جنگي قطورتر ساخت. دولتهاي اروپائي با بيتفاوتي و شايد همراهي خود در اين فاجعهي بزرگ، يكبار ديگر دروغ بودن ادعاهاي طرفداري از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبههي ضديت با اسلام و مسلمين را نشان دادند. اكنون سئوال من از علماء و روحانيون جهان عرب و رؤساي ازهر مصر اين است كه آيا هنگام آن نرسيده است كه براي اسلام و مسلمين احساس خطر كنيد؟ آيا هنگام آن نرسيده است كه به واجب نهي از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنيد؟ آيا عرصهي ديگري عريانتر از آنچه در غزه و فلسطين در جريان است در همدستي كُفار حربي با منافقان امّت براي سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكليف كنيد؟ سئوال من از رسانهها و روشنفكران جهان اسلام و بويژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئوليت رسانهئي و روشنفكري خود بيتفاوت خواهيد ماند؟ آيا سازمانهاي حقوق بشرِ رسواي غرب و شوراي باصطلاح امنيت سازمان ملل بيش از اين هم ممكن است رسوا شوند؟ همهي مجاهدان فلسطين و همهي مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بيدفاع غزهاند و هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهيد است و اميد آن خواهد داشت كه در صف شهداي بدر و اُحد در محضر رسولالله صلياللهعليهوآله محشور شود. سازمان كنفرانس اسلامي بايد در اين شرائط حساس به وظيفهي تاريخي خود عمل كند و جبههي يكپارچهئي به دور از ملاحظهكاري و انفعال، در برابر رژيم صهيونيستي تشكيل دهد. بايد رژيم صهيونيستي به وسيلهي دولتهاي مسلمان مجازات شود. سران آن رژيم غاصب بايد به جرم اين جنايت و نيز محاصرهي طولاني مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند. ملّتهاي مسلمان ميتوانند با عزّم راسخ خود اين مطالبات را تحقّق بخشند و وظيفهي سياستمداران و علما و روشنفكران در اين بُرهه بسي سنگينتر از ديگران است. اينجانب به مناسبت فاجعهي غزه روز دوشنبه را عزاي عمومي اعلام ميكنم و مسئولان كشور را به اداي وظائف خود در اين حادثهي غمانگيز فرا ميخوانم. وَ سَيعلَمُ الذين ظَلَموا اَيّ مُنقلبٍ يَنقلبون. سيّدعلي خامنهاي 8/دي/1387 29/ذيالحجةالحرام/1429
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 16:46 توسط مجتبـا
|
:: دوست داشتم بحثی در مورد کلیت قضیه ی حمایت از غزه و... راه بیفتهو حالا اینجا نشد هر جا. به لطف خدا این بحث خیلی خوب و ممتد در وبلاگ حمید(معاشر) راه افتاد و با پیگیری رفقا ادامهخ پیدا کرد و به لطف خدا و همت حمید جمع بندی شد. منم ازش خواستم تا اجازه بده اینجا هم از این جمع بندی استفاده بشه. به نظر من جامع و مانعه و البته با توجه به شناختی که از حمید دارم ٬ قطعا این جمع بندی زوایای دیده نشده ای برای خودم هنوز هم داره. (۲ - ۳ بار خوندمش...) قطعا برای شما هم همین طور خواهد بود...
هنوز هم اگر نظری هست خوبه که مطرح بشه. مطالب مربوط به این موضوع که در همین وبلاگ روی آن بحث شده رو می تونید در موضوع مقاومت بخونید.
اين پست مربوط به پست قبلي است. با توجه به درخواست داداش مجتبام گفتم يه جمع بندي از نظرات داشته باشم. البته هر كس كه اين نظرات رو بخونه ميفهمه كدوم از نظرها حقه....
اما به همهي نظرها احترام ميذارم حتي اونايي كه مخالف هستند، چون فعلا در حالت فهم مطلب هستيم و وارد عمل نشديم و اينجا روزنامه هم نيست كه داد و غار سياسي راه بندازيم كه عدهاي را با خودمان همراه كنيم...خوبي دنياي مجازي اينه كه هر كس با خودش و احياناً وجدان موجودش طرفه و اگه يه كم آروم باشه ميتونه محيط فكري براي خودش درست كنه... اما به سراغ نظرات و بعد هم جمع بندي.... به نظر ميرسه كه نظرات به سه دسته تقسيم ميشن: * كساني كه موافق حمايتند. * كساني كه موافق قطع حمايتند. * كساني كه به جاي اين كه درباره مطلب نظر بدند ديدگاههاي سياسي خودشون رو مطرح كردند و به قولي به در و ديوار زدند(!) * مناظره آسدامينحسيني عزيز كه با هم نون و نمك خورديم و آقاي چند نقطه (...)
اما جمع بندي:
نگاه كنين...بياين منصفانه حرف بزنيم...ما ها در غزه با چند نوع موجود طرفيم: يكي بچههاي غزه كه همه ميگويند كه اونا بيگناهند و به پاي ديگران دارند ميسوزند حالا اون ديگران يا اسرائيليها هستند يا پدر و مادرشان يك سري شيعيان حضرت علي (عليهالسلام) هستند كه فكر كنم همهي ما هم با زجر كشيدن اين دسته مخالف باشيم. سري ديگر، مسيحيان و ديگر اديان هستند و نظر خودم اينه كه در صورتي كه به ضرر مهمي عليه مسلمونا اقدام نكردند نبايد آزار ببينند و اگر هم ضرري نسبت به مسلمونا روا داشتند ما مسلمونيم و خدا را عادل ميدونيم و از او پيروي ميكنيم و بايد ببينيم قضاي اسلامي چه احكامي رو براشون مشخص كرده...ما ها خودمون نميتونيم سرخود فتوا بديم، فرق ما شيعيان با خيليها اينه كه طرفدار عدالتيم نه هوا و هوسمون
ما مسلمونيم و خدا را عادل ميدونيم و از او پيروي ميكنيم و بايد ببينيم قضاي اسلامي چه احكامي رو براشون مشخص كرده...ما ها خودمون نميتونيم سرخود فتوا بديم، فرق ما شيعيان با خيليها اينه كه طرفدار عدالتيم نه هوا و هوسمون
...مطمئن باشين تا اونجايي كه بنده اطلاع دارم، اسلام براشون سخت گرفته. در ضمن ما راضي نيستيم همين جوري زجر بكشند و بايد ببينيم قواعد اسلامي چي ميگه. اما گروه ديگر برادران اهل سنت هستند كه در زمينهي عقايد، برداشت ديگري از دين دارند كه به زعم خودشان درست است. اين دسته كه از كافران بدتر كه نيستند....تازه اگه از وضعيت تبليغ اسلام در خارج كشور عزيزمون ايران اگه اطلاع داشته باشي ميفهمي كه اسلام=سني. مسلمونا رو آدمهاي خشني ميدونند و شيعهها رو تروريست..مگه بعضي از اين كشورها نبودند كه در چند سال قبل مطرح كردند كه بايد مسلمانان حق توحّش بدهند؟ پس به اين راحتي نميشه گفته كه اسلام ناب محمدي اثني عشري به اونا رسيده و اونا قبول نكردند...البته طرف صحبت من مردم هستند نه شيخهاي آنان...خيلي از مردم از نظر اطلاعات مستضعف شمرده ميشن. بعضي از رفقا گفته بودند كه چون اونا به ما رحم نكردند، ما هم رحم نكنيم....خب يه سوال دارم=< پس ما چه فرقي با اونا ميكنيم؟ ما الگوي رفتاري مانند پيامبر عزيز اسلام داريم كه نسبت به كافران جاهل و نادون اون موقع خفض جناح ميكردند يعني بال رحمت خودشون رو زير پاي اونا باز ميكردند تا اسلام ناب رو بچشن...تا شيريني رو بچشن...مردم غزه چه گناهي كردند كه گير يه مشت مسئولين بيعرضه افتادند؟ مردم شجاع هستند و اين را ميشه از صبرشون توي اين مدت فهميد....حساب مردم از دولتها جداست...ما ظلم رو محكوم ميكنيم و ميگوييم حتي اگه مستحق مرگ هستند نبايد زجركش شوند.
مردم غزه چه گناهي كردهاند كه گير يه مشت مسئولين بيعرضه افتادند؟
آقاي عثمان آيا حضرت علي (عليهالسلام) رو قبول داشت؟ نه! اما حضرت از او دفاع كرد نه به خاطر اين كه عثمان آدم تاپي بوده و نبايد كشته بشه...بلكه به خاطر اين كه خليفهكشي باب نشه. اگه بيگناهي مردم غزه رو نپذيريم؛ الآن هم به خاطر اين كه مسلمون كشي باب نشه ما نبايد اجازه بديم اونا به مردم فشار بيارند...اونا كي هستن؟ آيا به خاطر عدالت اين كار رو ميكنند؟ آنها همان گرگهاي وحشياي هستند كه هر روز مردم شيعه و مسلمون عراق رو غارت ميكنند و ميكشند.. آيا عكس آن دختر بزرگ مسلمان محجب شيعي رو نديدي كه از ترس اسلحهاي كه به سمتش آن سرباز حريص صهيونيستي نشانه رفته (خيلي معذرت ميخوام) خيس كرده اما ايستاده و مقاوم است...مادر خودمون رو و خواهر خودمون رو اگه جاي اون بذاريم چه حالي ميشيم؟ آيا او مسلمون نيست؟ من كه اين عكس رو ديدم از شدت عصبانيت فرياد كشيدم و سرم درد گرفت و به در و ديوار ميكوفتم و تب كردم...
آيا ماها بيغيرت شديم؟
آن طرف جنگ، صهيونيستها هستن...توجه كنين...دارند قتل عام ميكنند به حكم خودشون نه به حكم خدا... درسته خيلي از كساني كه عرب هستند از صدام حمايت ميكردند؛ جداي اين كه اطلاعات درستي نداشتند؛ آخرش ميتوانيم بگوييم اشتباه كردند نه اين كه ببينيم دلمان چهجور خنك ميشه اون كار رو بكنيم...بايد به كتاب و سنت رجوع كنيم. بايد به فقهاي عزيز و گرانسنگ شيعه رجوع كنيم و مصلحت جهان اسلام رو بسنجيم.. اگه تا اينجا هم نپذيرفتي بايد بگه كه حداقلش اينه كه ما ميدونيم كه هدف استكبار و عربستان و خائنين و حاميان آنان غزه و فلسطين و... نيست هدف آنها در درجهي اول اسلام است و در درجهي دوم ايران است....پستترين حالت حمايت اينه كه حداقل براي حفظ ايران بايد از اونا حمايت كنيم...
نظر خودت چيه؟ سعي كردم منصفانه بگم...
پ.ن: بعضيها درباره ظلم در رژيم آخوندي و...گفتند...دوست دارم اين مطلب رو با اونا در ميون بذارم كه من هم از ظلم بيزارم، حالا هر جا باشه، امّا بايد اثبات بشه و به شنيدهها اكتفا نكنيم و حالتهاي مختلف رو بسنجيم....الآن موضوع بحث غزه است و آن مباحث اجنبي با گفتگوي دوستانهي ماست...
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 23:20 توسط مجتبـا
|